تنها بهانه زنده ماندنم
يک دليل برای عاشق شدنم ، يک بهانه برای زنده ماندنم ،
تويی آن دليل و بهانه عاشقانه
يک هوای عاشقانه برای با تو بودن، همين هوای بارانی ،
دستت درون دستهای من ، اين است همان آرزوی رويايی
اين نفسی که در سينه ام است ، اين قلبی که با تو به آرزوهايش رسيده است ،
اين وجودی که محتاج وجود تو است ، اين احساسات،همه در عشق تو جا گرفته است
ببين عشق تو چقدر مقدس است که زندگی ام با تو دوباره جان گرفته است
ببين چقدر دوستت دارم که خوشبختی را از لحظه اي که آمدی ديدم ، حس کردم و باورش کردم!
باور کردم که حضور تو در زندگي ام يک حادثه نبود ،
روزی تو مي آمدی، با اينکه من حتی فکر داشتن تو را هم نميکردم
روزی که آمدی چه روز دلنشينی بود،
روزی که بهم ميرسيم چه روز مقدسی خواهد بود
و روزی که از عشق هم ميميرم چه روز عاشقانه ايست
به عشق همان روز ،روز از عشق هم مردن، اينک عاشقانه همديگر را ميپرستيم
تا به دنيا بگوييم اين ما هستيم که عاشق هميم!
دليلی نميبينم برای زنده ماندن اگر تو نباشی ، نميخواهم حتی يک لحظه نيز در فکر نماندن باشيم!
ميگذرد روزي اين شبهای دلتنگی ، ميگذرد روزی اين فاصله و دوری،
ميگذرد روزهاي بی قراری و انتظار ،
ميرسد همان روزی که به خاطرش گذرانديم فصلها را بی بهار ،
و از ترس اينکه بهم نرسيم شب تا صبح را اشک ميريختيم
عزيزم بيا در آغوشم ،تو مال منی ، آرام باش که تو تا آخر دنيا ، دنياي منی ،
بارها گفته ام و خودت هم ميداني که زندگی منی ،
پس اين هم بدان تو آخرين کسی خواهي بود که قبل از مردنم او راخواهم ديد!

نظرات شما عزیزان:
تارا 
ساعت22:03---16 بهمن 1389
3dgirl 
ساعت11:18---14 بهمن 1389
سلام
ممنون از اینکه لینکم کردیم
شما هم لینک شدید
امیدوارم موفق باشید